قسم



شب حمله دوباره خلوتی بود

وجود عاشقان را رحمتی بود

***

چو بر سجاده ی عزت نشستیم

قسم خوردیم وعهدی تازه بستیم

***

قسم خوردیم با هم یار باشیم

نفس تا هست در پیکارباشیم

***

قسم خوردیم دائم واله باشیم

مه ایثار را چون هاله باشیم

***

چو حلقه دور یکدیگر نشستیم

به هم دل داده واز هم گسستیم

***

همه آن کوله ها بر دوش کردیم

صفوف دشمنان مغشوش کردیم

***

زمین و آسمان غرق جنون شد

تمام دشت وصحرا لاله گون شد

***

پرستوهای عاشق پر کشیدند

دمی از باده ی ساقی چشیدند

***

هزاران نکته از ایثارگفتند

همه درخون خود آرام خفتند

***

صدای تیر بود دیده و اشک

حدیث ماه بود وناله ی  مشک

***

همه برعرش اعلی پا نهادند

مرا در فرش سفلی جا نهادند

***


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.