دلـــ💖💖ـــنوشته …

‍✒️

 دلــــــنوشته ...


السلام علی المهدی


آنقدرقلم سایی کردم ونوشتم دیگرحرفی برای گفتن ندارم

آنقدرعهدبستم وشکستم دیگر رویی ندارم

آنقدرازتوگفتم وگفتم‌...

غافل ازاینکه قلبم میزبان تونیست

غافل ازاینکه یادت مهمانم نیست


نمیدانم!!...

من  تنگ آمده ام ازخود

تونیز تنگ آمده ای ازمن‌‌...

چه وجه اشتراکی!!!

چه تفاهم تلخی...


من شیعه ام...

شیعه ی اثنی عشری!!!

پس چه شد؟!کجارفت‌ ماندن پای عهدم؟!پس چه شدتمام قولهایی که دادم وبعدش...

بدقولی،بدعهدی،پیمان شکنی!!

قلبت ♥️ چه مظلومانه بازیچه ی دستم شده

خیالی نیست!!باکی نیست....

توعادت کرده ای به اشکهای شبانه ات!توعادت کرده ای به غریب بودن وبی کس بودنت

من نیزعادت کرده ام به دوری تو....

من از جانب تو خیروصفا دریافت میکنم.تو ازجانب من بی مهری و بی وفایی


راستی...

مگر تو امام حاضر و ناظرمان نیستی؟! پس چرا بی ملاحظه گناه میکنیم و قلب تورا خدشه دار؟!

پس چرا تو را پس میزنیم و دنیا را میطلبیم؟!

مگر این نیست که دوستی با شما سعادت دنیوی و اخرویست؟!

پس چرا دوستیمان مشخص نیست؟!

نه دوستیم نه دشمن...شاید وضعیتی خنثی...

اگر دوستیم ودوستدار تو پس اعمالمان چه میگوید؟!

دشمن هم که نیستیم چون قلبمان طالب رب العرش و فرستادگانش است.


عجیب است...

نمیدانم من چه وضعی هستم...

فقط میدانم که بی صبرانه منتظری و من از انتظار چیزی نفهمیدم.

♥️اینک تو سر واژه های انتظار را معنا کن مهدی جان.


سلامتی وتعجیل درفرج یوسف زهرا۱۰صلوات

تمنای دعای فرج وترک یک گناه...

❤️اعمال نیکمان را به نیت حضرت مهدی«عج»انجام دهیم و ثوابشان را به ساحت مقدس شان هدیه نماییم.

حقا ڪہ تو صاحب الزمانے،مهدے

عالم همہ جسم اسٺ و توجانے،مهدے


یعنے تو همان جان جهانے،مهدے


تنها نہ گذشتہ، حال و آینده زتوسٺ


حقا ڪہ تو صاحب الزمانے،مهدے

امروزبراے امام زمانم چه ڪردم؟

باز شب شد

ومن ماندم وجواب سوالے ساده ڪہ پاسخش مرد مے خواهد


امروزبراے امام زمانم چه ڪردم؟


یگانہ دلبرم

هرچہ ڪردم نشدم آنچہ شما خواستہ اے

اے ڪہ عالم بہ ڪف توست خودت ڪارے ڪن


ویرانه ترینم…

توصیف قشنگیست در این عالم هستی



تو عرش برینی و من از فرش زمینم



آواره نه! در حسرت دیدار تو بی شک



ویرانه ی ویرانه ی ویرانه ترینم…


شرم گنہ

✨ مهدی جان...


آنکه از شرم گنہ ، باید کند غیبت منم


تو چرا جور گنهکاران عالم میکشی...


#اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج❤️

به دردت نمی خورم ؟

به دردت نمی خورم ؟

بال و پر شکسته به دردت نمی خورد؟[1]

قلبی ز غم گسسته به دردت نمی خورد؟

تنهای بی نشان ، قسمت می دهم بگو           

این شانه های خسته به دردت نمی خورد‌؟

این سائلی که غرق پشیمانی از گناه

پشت درت نشسته به دردت نمی خورد ؟

می دانم این وجود پر از غفلت و گناه

از بند تن نرسته ، به دردت نمی خورد...

حق با شماست شیعه نبودم برایتان

آنکس که دل نبسته به دردت نمی خورد...

لیلای من...  به حق شهیدان مرا ببخش

مجنون سر شکسته به دردت نمی خورد ؟

صد بار توبه کردم و بخشیده ای مرا

این عبد بی حیا که به دردت نمی خورد...             

هر جا روم گدای اباالفضلی ام هنوز

آقا دو دست بسته به دردت نمی خورد ؟

[1] مصرع اول برگرفته از (بال و پر شکسته به دردم نمی خورد) استاد علی اکبر لطیفیان

شاعر : نعیمه امامی

چشم انتظار یـک خبر

پشـت دیـوار بلنـد زنـدگی

مانده ایم چشم انتظار یـک خبر


یـک اَنَّا المَهدی بگو یا ابن الحسن

تـا فـرو ریــزد حصـار غـصه هـا


❤️اللهم عجـل لولیـک الفـرج 

فَأدْرِکْنا ما أمَّلْنا

❣ #امام_زمانم ❣


‌فَأدْرِکْنا ما أمَّلْنا

پس ما را نیز به آرزوهایمان برسان

دقیقا همینجاے دعا، سکوت می کنم

تا به تو برسم

به تو❣


#اللهم_عجـل_لولیـک_الفـرجــــ

آقابیا

آقا بیا ڪہ فصل غریبی ست نازنین



آقا بیا زغصہ تو را آہ می ڪشم ...



جای گلایہ نیست ڪہ دوری گزیدہ ای



هرچہ ڪشیدم از دل گمراہ می ڪشم



آرزوے دیدنت

سہ شنبہ 


دلم در آرزوے دیدنت


گیرد بهانہ


به سوے جمڪرانت مے شود هر دم روانہ


چه مے شد ڪه ز ڪویت یابن الزهرا


تو مے دادے به ما قدرے نشانہ