دانلودنرم افزار موبایل زیارت ناحیه مقدسه – اندروید

«السلام علیک یا ابا عبدالله»

زیارتی برای این ایام، از زبان مولایمان

ترجمه برخی از این کلمات سوزناک

«سلام بر آن لب های خشکیده، سلام بر محاسن به خون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاک آلود، سلام بر آن اعضای قطعه قطعه شده، سلام بر آن دندانهای چوب خورده، سلام بر آن سرِ بالای نیزه رفته،......
سلامِ کسی که قلبش از مصیبت جریه دار است و اشکش به یاد تو جاری است، سلامِ کسی که دردناک و غمگین و شیفته و فروتن است، سلامِ کسی که اگر با تو در کربلا بود با جانش در برابر تیزی شمشیر ها از تو محافظت می نمود و نیمه جانش را به خاطر تو به دست مرگ می سپرد و .....

ناحیه مقدسه

برای دانلود به ادامه مطلب رجوع کنید

ادامه مطلب

ادمین موقت

با سلام خدمت دوستان و همراهان وبلاگ«منتظرالمهدی313» محمد باقر علیرضالو هستم ادمین وبلاگ «تــلنــگـرتــفـکـر»

دوست عزیزمون ظاهرا مدتی سرشون شلوغه و ان شاء الله بتونم تو این مدت مطالب در خوری رو قرار بدم.

در ابتدای کار « اللهم عَجّل لِوَلیکَ الفرج»

یاعلی.

تهمت …

قرآن میگه یکی از نام‌های قیامت «یوم الحساب» است:

یعنی روزی که خداوند به حسابِ اعمالِ بندگان رسیدگی میکنه.


☝️ بعد هم میگه، روز قیامت از همه اعمالِ ریز و درشتی که تو دنیا انجام دادید، سوال میشه:


سوره نحل، آیه ۹۳

لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.


قطعاً شما درباره کارهائی که انجام داده‌اید، مورد سئوال واقع می‌شوید.


... حالا نکته مهم اینجاست:


☝️ روز قیامت از همه اعمال سوال میشه،

ولی قرآن بعضی از اعمال رو به طورِ خاص اسم آورده، و میگه روز قیامت از اینها سوال میشه.

یعنی اینها خیلی مهمه.


یکی از اون مواردِ خیلی مهم #تهمت یا #بهتان‌ است:


سوره نحل، آیه ۵۶

تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَفْتَرُونَ.


سوگند به خدا، قطعاً درباره افترا‌هایی که در دنیا می‌زدید، سئوال خواهد شد.

حواسمون باشه

⛔️ تهمتهایی که زدیم...

⛔️ آبروهایی که از مردم بردیم....

⛔️ دروغهایی که گفتیم...

⛔️ غیبتهایی که کردیم...

☝️ دونه دونه‌اش رو باید جواب پس بدیم.

❌ یکی از مسائلِ عمده‌ای که عالمِ برزخ و قیامتِ ما رو تاریک و ظلمانی میکنه، پشت سرِ مردم حرف زدن، #غیبت و #تهمت است.


✅ و برعکس، یکی ازچیزهایی که عالمِ برزخ و قیامتِ ما رو روشن و نورانی میکنه، #گره‌گشایی از کار مردم است.


اللهم عجل الولیک الفرج

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

داستانی جالب …

حاکمی هر شب در تخت خود به آینده دخترش می اندیشید ...که دخترش را به چه کسی بدهد مناسب او باشد ..

در یکی از شبها وزیرش را صدا زد و از او خواست که شبانه به مسجد برود تا جوانی را مناسب دخترش پیدا کند که مناجات و نماز شب را بر خواب ترجیح دهد ...

از قضا آن شب دزدی قصد دزدی در آن مسجد را کرده بود تا هرچه گیرش بیاید از آن مسجد بدزدد...پس قبل از وزیر و سربازانش به آنجا رسید ...در را بسته یافت و از دیوار مسجد بالا رفت و داخل مسجد شد ..

هنگامی که به دنبال اشیاء بدرد بخورش می گشت وزیر و سربازانش داخل شدند و دزد صدای در راشنید که باز شد بنابراین راهی برای خود نیافت الا اینکه خود را به نماز خواندن مشغول کرد ..

سربازان داخل شدند و اورا در حال نماز دیدند ، 

وزیر گفت : سبحان الله ! چه شوقی دارد این جوان برای نماز....

و دزد از شدت ترس هرنماز را که تمام می کرد نماز دیگری را شروع می کرد ..

تا اینکه وزیر دستور داد که سربازان مراقب باشند از نماز که تمام شد نگذارند نماز دیگری را شروع کند و او را بیاورند ، 

و اینگونه شد که وزیر جوان را نزد حاکم برد

و حاکم که تعریف دعا ها ونمازها ی جوان را از وزیر شنید ، به او گفت : تو همان کسی هستی که مدتهاست دنبالش بودم و می خواستم دامادم باشد ، اکنون دخترم را به ازدواج تو در می آورم و تو امیر این مملکت خواهی بود ...

جوان که این را شنید بهت زده شد و آنچه دیده و شنیده بود را باور نمی کرد، سرش را از خجالت پایین آورد و با خود گفت: خدایا مرا امیر گرداندی و دختر حاکم را به ازدواجم در آوردی، فقط با نماز شبی که ازترس آن را خواندم ! اگر این نماز از سر صداقت و خوف تو بود چه به من می دادی و هدیه ات چه بود اگر از ایمان و اخلاص می خواندم !


اللهم عجل الولیک الفرج

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


رضای الله♡

مردی داخل بقالی محله شد ،

و از بقال پرسید که قیمت موزها چقدر است؟


بقال گفت : شش هزار تومان و سیب هشت

هزار تومان ...

در این لحظه زنی وارد مغازه شد که بقال

او را می شناخت ، و اونیز  در همان منطقه

سکونت داشت  . 

زن نیز قیمت موز و سیبها را پرسید . . .


و مرد جواب داد  : 

موز کیلویی دو هزار تومان و سیب  سه هزار تومان . . .

زن گفت : الحمدلله 

و میوه ها را خواست . . .


مرد که هنوز آنجا بود از کار بقال تعجب کرد

و خشمگینانه نگاهی به بقال انداخت و خواست

با او درگیر شود که جریان چیست . . .

که مرد بقال چشمکی به او زد تا دست نگه دارد

و صبر کند تا زن از آنجا برود ؛


بقال میوه ها را به زن داد و زن با خوشحالی گفت

الحمدلله بچه هایم میوه خواهند خورد و از آنجا

رفت ، هردو مرد شنیدند که چگونه آن زن خدا را

شکر می کرد . . .


مرد بقال روبه مرد مشتری کرد و گفت :

به خدا قسم من تو را گول نمی زنم بلکه

این زن چهار تا یتیم دارد ، و از هیچ کس کمکی

دریافت نمی کند ؛ و هرگاه می گویم میوه یا

هرچه می خواهد مجانی ببرد ناراحت می شود ،

اما من دوست دارم به او کمکی کرده باشم و

اجری ببرم ؛

برای همین قیمت میوه ها را ارزان می گویم . . .


| من با خداوند معامله می کنم و باید رضایت

او را جلب کنم . |


این زن هر هفته یک بار به اینجا می آید به الله

قسم و باز به الله قسم هربار که این زن از من

خرید می کند من آن روز چندین برابر روزهای

دیگر سود می برم در حالیکه نمی دانم

چگونه چنین می شود و این پولها چگونه به من

می رسد . . . 


وقتی بقال چنین گفت ، اشک از چشمان مرد

مشتری سرازیر شد و پیشانی بقال را به خاطر

کار زیبایش بوسید . . .


#هرگونه_که_قرض_دهی_همانگونه_پس_می‌گیری 

نه اینکه فقط برای پس گرفتن آن بلکه بخاطر

رضای الله♡ . . .چرا که روزی خواهد آمد

که همه فقیر و درمانده دربرابر الله می ایستند

و صدقه دهنده پاداش خود را خواهد گرفت . . .()



#عاقلان‌را‌اشاره‌ای‌کافیست


اللهم عجل الولیک الفرج

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ می‌کند⁉️

✨ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﺯ ﺷﺎﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺮﺳﺪ: ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﻪ ﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﺒﺎ می‌کند⁉️


یکى ﻔﺖ: ﺸﻤﺎنى ﺩﺭﺷﺖ

ﺩﻭمى ﻔﺖ: ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ

ﺩﺮ ﻔﺖ: ﻮستى ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﺪ❗️


✨ﺩﺭ ﺍﻦ ﻫﻨﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﻔﺶ ﺑﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ

یکى ﺍﺯ ﻟﻮﺍﻥ‌ﻫﺎ ﺑﺴﺎﺭ گران‌بها ﻭ ﺯﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺮ ﺳﻔﺎلى ﻭ ﺳﺎﺩﻩ


✨ﺳﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺍﺯ ﻟﻮﺍﻥﻫﺎ ﺰ ﺭﺨﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﺮﺩﺍﻥ ﺮﺩ ﻭ ﻔﺖ: ﺩﺭ ﻟﻮﺍﻥ ﺭﻧﻦ ﻭ ﺯﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟ ﺁبى ﻮﺍﺭﺍ❗️

ﺷﻤﺎ ﺪﺍﻣ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ می‌کنید⁉️


✅ﻫﻤگى ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻔﺘﻨﺪ ﻟﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎلى ﺭﺍ!

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻔﺖ: می‌بینید⁉️

ﺯﻣﺎنى ﻪ ﺣﻘﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﻮﺍن‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﺘﺎﻥ بى ﺍﻫﻤﺖ ﺷﺪ❗️


ﺣﻒ ﻪ ﺩﺭﻭﻥ انسان‌ها

 ﺩﺮ ﺭﻭ می‌شود


اللهم عجل الولیک الفرج

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


💠نکته‌ای قابل توجه درباره رابطه برزخ نسبت به دنیا و آخرت💠

رسول‌ الله‌ (ص) میفرمایند:


النَّاسُ نِیَامٌ فَإذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا

مردمی که‌ در این‌ دنیا زندگی میکنند همه‌ خوابند وقتی بمیرند تازه‌ بیدار میشوند؛

پس‌ عالم‌ برزخ‌ نسبت به دنیا، عالم‌ بیداری است،

ولی خود همین‌ عالم‌ برزخ‌ نسبت‌ به‌ قیامت، عالم خواب‌ است‌؛ 


زیرا‌ بیداری واقعی در قیامت است‌، 


در عالم‌ برزخ،‌ حیات‌ و علم‌ و فهم و ادراک و قدرت‌ به‌ مراتب‌ از دنیا قویتر و از عالم‌ قیامت‌ ضعیف‌تر است


پس‌ برزخ نسبت‌ به‌ دنیا در حکم‌ عالم‌ بیداری نسبت به خواب‌ است‌ و نسبت‌ به‌ قیامت‌ در حکم‌ عالم‌ خواب‌ است‌.



معادشناسی ج ۳ ص ۲۱


اللهم عجل الولیک الفرج

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


یعقوب لیث صفاری

یعقوب لیث صفاری شبی هر چه کرد ؛ خوابش نبرد ، 

غلامان را گفت : حتما به کسی ظلم شده ؛ او را بیابید. 

پس از کمی جست و جو ؛ غلامان باز گشتند و گفتند : 

سلطان به سلامت باشد ، دادخواهی نیافتیم .

اما سلطان را دوباره خواب نیامد ؛ پس خود برخواست و با 

جامه مبدل ، از قصر بیرون شد ؛

در پشت قصر خود ؛ ناله ای شنید که میگفت خدایا : 

یعقوب هم اینک به خوشی در قصر خویش نشسته و در 

نزدیک قصرش اینچنین ستم میشود ؛ 

سلطان گفت : چه میگویی؟

من یعقوبم و از پی تو آمده ام ؛ بگو ماجرا چیست؟


آن مرد گفت : یکی از خواص تو که نامش را نمیدانم ؛ شبها 

به خانه من می آید و به زور ، زن من را مورد آزار  قرار 

میدهد !

سلطان گفت : اکنون کجاست؟ 

مرد گفت: شاید رفته باشد .


شاه گفت : هرگاه آمد ، مرا خبر کن ؛ و آن مرد را به 

نگهبان قصر معرفی کرد و گفت : 

هر زمان این مرد ، مرا خواست ؛ به من برسانیدش حتی 

اگر در نماز باشم .

شب بعد ؛

باز همان متجاوز به خانه آن مرد بینوا رفت ؛ مرد مظلوم به 

سرای سلطان شتافت .


یعقوب لیث سیستانی؛ با شمشیر برهنه به راه افتاد ، در 

نزدیکی خانه صدای مرد را شنید ؛ 


دستور داد تا چراغها و آتشدانها را خاموش کنند آنگاه ظالم 

را با شمشیر کشت . 

پس از آن دستور داد تا چراغ افروزند و در صورت کشته 

نگریست ؛

پس ؛ در دم سر به سجده نهاد ،

آنگاه صاحب خانه را گفت قدری نان بیاورید که بسیار 

گرسنه ام . 

صاحبخانه گفت : پادشاهی چون تو ؛ چگونه به نان درویشی 

چون من قناعت توان کردن؟

شاه گفت: هر چه هست ؛ بیاور .


مرد پاره ای نان آورد و از شاه سبب خاموش و روشن 

کردن چراغ و سجده و نان خواستن سلطان را پرسید ؛

سلطان در جواب گفت:


آن شب که از ماجرای تو آگاه شدم ؛ با خود اندیشیدم در 

زمان سلطنت من ؛ کسی جرأت این کار را ندارد مگر یکی 

از فرزندانم ؛


پس گفتم چراغ را خاموش کن تا محبت پدری ؛ مانع اجرای 

عدالت نشود ؛


چراغ که روشن شد ؛ دیدم بیگانه است ؛

پس سجده شکر گذاشتم . 


اما غذا خواستنم از این رو بود که از آن شب که از چنین 

ظلمی در سرزمین خود آگاه شدم؛ 

با پروردگار خود پیمان بستم لب به آب و غذا نزنم تا داد تو 

را از آن ستمگر بستانم .


اکنون از آن ساعت تا به حال چیزی نخورده ام.


گر به دولت برسی ؛ مست نگردی ؛ مردی

گر به ذلت برسی ؛ پست نگردی ؛ مردی


اهل عالم همه بازیچه دست هوسند 

گر تو بازیچه این دست نگردی 

جنس ایرانی

جالب است


زن تازه مسلمان شده ای در روسیه میگفت که برای پیدا کردن و خرید یک جنس ایرانی ساعتها در بازارها میگشتم، و وقتی جنس ایرانی پیدا میکردم در پوست خودم نمیگنجیدم، چون معتقد بودم که به عنوان یک مسلمان، باید به اقتصاد تنها کشور اسلامی جهان کمک کنم، تا بتواند در برابر جنگ اقتصادی بی رحمانه مقاومت کند و بجای حامیان داعش و دشمنانِ اسلام، برای برادران دینی من اشتغال ایجاد شود.


اما در اولین سفرم به ایران، با دیدن شعبات متعدد، فروشگاههایِ زنجیره ای و مجوز دارِ لباس ترکیه ای(ال سی وایکیکی) و اجناس اروپایی(نایک و آدیداس و... )، متأسف شدم!


و از این بدتر، حضور گسترده ایرانی در این فروشگاهها بود، اصلا انگار نمیدانستند که ترکیه حامی داعش است!، و یا غرب منتظر فرصتی برای جنگ و حمله به ایران است، و ایرانی ها دارند هزینه جنگ بر علیه خودشان را با خرید این اجناس پرداخت میکنند!!


ای کاش ایرانی ها، به اندازه طرفدارانِ خارجیشان، به فکر اقتصاد کشور و بیکاری جوانانشان بودند...


اللهم عجل الولیک الفرج

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~